تبليغاتX
دختر آفتاب - ره آورد سفر حج عمره

تقریباْ دو هفته است که از بهترین سفری که تاکنون داشتم برگشتم! هنوز حس و حال عجیبی دارم، و البته حسرت فراوان! اصلاْ دلم نمی خواست برگردم، دلم برای هیچ کس تنگ نشده بود! همه خانواده مرتب زنگ می زدند و می گفتند دلمان خیلی تنگ شده اما من این حس را نداشتم، نه خانواده، نه خانه نه شهر هیچی واقعا هیچی! وقتی کعبه را می دیدم و به رفتن فکر می کردم فقط اشک می ریختم. آنجا با همه دنیا فرق دارد، این تجربه برای کسانی که تجربه سفر به نقاط مختلف دنیا داشتند ملموس تر است، آنجا جای دیگر است...

از این سفر از تجربه بسیار بسیار عالی، از چیزهای بسیار زیبایی که آنجا دیدم، از وحدت، از یکی شدن از یک رنگ شدن، هر چه بگویم کم است، مردمی که از سراسر دنیا با چهره های مختلف، زبانهای مختلف، لباسهای مختلف می آیند، اما دل همه یکی است، همه به یک نیت آمدند، کتاب همه یکی است، همه به زبان عربی قرآن می خوانند، نماز می خوانند، ذکر می گویند، آنجا حس غریب بودن نداری، همه با هم بسیار مهربان هستند، خوشحالم از اینکه همه بدگویی هایی که علیه اعراب و سُنی ها شنیده بودم عکسش به من ثابت شد! و متاسفم که بگویم هر رفتار زشت و زننده که در ذهن نمی گنجد از هم وطن های خودم دیدم! افردای که برای زیارت، به تذکرهای راهنما توجه نمی کردند و همه را زیر پای خود لِه می کردند با این نیت که می خواهند از نزدیک زیارت کنند! افرادی که در صف نماز ابداْ توجه نمی کردند که کمی مهربان تر بنشینند و به دیگران جا بدهند! افرادی که در طواف خانه خدا با صدای بلند به طوری توجه همگان را جلب می کرد فریاد می زدند: اماماْ علیاْ! و در سعی صفا و مروه بلند بلند دعای توسل می خواندند و با نعره های مزاحم عبادت و ذکر گفتن دیگران می شدند، کارهایی که از هیچ کس دیگر نمی دیدیم، افرادی که هنگام اذان تو بازار بودند و یا با اصرار می خواستند با ساکهای انبوه خرید خود وارد حرم شوند! و ... اینها هزاران بار باعث افسوس و شرمساری ما بود، و اینکه با سُنی ها بحث می کردند، زیارت عاشورا می خواندند و به کسانی که مورد احترام آنهاست فحش می دادند! آنها حتی اینقدر هم حرمت نگه نمی دارند که در کشوری که وارد شدند به قوانین آن احترام بگذارند و اکنون که برای عبادت آمدند دست از دشنام و ناسزا و لعن و نفرین بردارند! اما تعصبات کورکورانه که به مردم ما القا می شود! نماز را به جماعت بخوانید اما برای اینکه به دلتان بچسبد حمد و سوره را تو دلتان بخوانید یا مجدد همان نمازها را ادا کنید!!!! به جای مهر از دستمال کاغذی استفاده کنید! و...

اما آنجا مکان این سخنها و تفرقه افکنی ها نیست، آخر شیعه، سُنی، ندارد، همه مسلمانیم و خدای یکتا را می پرستیم، خداوند به صراحت در قرآن می فرماید، یهودی، نصرانی و صابئین، هر کدام که اعمالش را انجام دهد ترسی متوجه او نیست! آنوقت ما آمدیم به لباس دین چسبیدیم! آنها را قبول نداریم در حالیکه اعمال ما از همه زشت تر است، موقع اذان همه مغازه ها را رها می کنند، اگر به حرم رسیدند که بهتر اگر نه در خیابان قامت می بندند و به جماعت نماز می گذارند، موقع اقامه جای سوزن انداختن نیست، چه در صحن خانه خدا باشی، چه در مسجد الحرام، چه بیرون از مسجد و چه در خیابان همه به نماز ایستادند، تنها  ایرانیان گوشه ای ایستادند و با ساک خرید منتظرند که نماز تمام شود و به ادامه خرید خود برسند! بارها همین عرب ها، همین سُنی ها در صف نماز برایم جا باز کردند، به من چای و شیرینی تعارف کردند، و من هیچ برخورد زشت و زننده از ایشان ندیدم، اشکال از خود ماست که به عقاید و قوانین آنها احترام نمی گذاریم، به آنهایی که بی حرمتی شده نتیجه رفتار زشت خودشان است! وگرنه آنها ابداً بد نیستند. توصیه ای که دارم این است که قبل از رفتن به این سفر حتماْ در مورد مناسک و فلسفه حج مطالعه کنید و شاید یکی از بهترین منابع موجود کتاب دکتر شریعتی باشد که عاری از غرض ورزی است. زیاده گویی کردم، اما همه کسانی که التماس دعا داشتند از یادم نرفت و برای همه دعا کردم که امیدوارم مقبول شود. 

+ نوشته شده در سه شنبه 20 شهریور1386ساعت 10:13 توسط منیره موضوع: