تبليغاتX
دختر آفتاب

دیروز با عزیزی رفتم نگارخانه صبا که محل برپایی نمایشگاه هنرهای تصویری افشاریه، زند و قاجار بود. نمایشگاه بسیار خوبی بود که از قضا می خواستم در موردش بنویسم، اما نه اینچنین! بعد از بازدید، از ویژه نامه نمایشگاه دو نسخه خریداری کردم، شب هنگامی که همسرم ویژه نامه را باز کرد که مطاله کند، با تعجب گفت: همکاران این شماره، منیره شعبانپور و ... ! من از فرط تعجب مانده بودم چه بگویم! گفت: این تویی یا تشابه اسمی است؟ با هیجان گفتم ببین مطلبش چیست؟ بعد از رجوع به صفحه مذکور هر دو با حیرت دیدیم بله! مقاله من چاپ شده بدون آنکه خودم خبر داشته باشم! آخر سال گذشته یک فراخوان مقاله دادند در خصوص هنرهای تصویری سده ۱۲ و ۱۳. که من هم شرکت کردم و تا مدتی هم پیگیر بودم که آیا مقاله ام پذیرفته شده یا خیر؟ که حتی در فراخوان ذکر شده بود مقاله های برگزیده چاپ می شوند و از آنان تقدیر به عمل می آید! اکنون بعد از یک سال نه تنها هیچ اطلاعی به من ندادند که مقاله ام جزو مقالات برگزیده است، بلکه بدون اطلاع من آن را چاپ و منتشر هم کرده اند! حالا جایزه بماند! اما واقعا در حیرتم اگر به طور اتفاقی، دیروز من از این ویژه نامه خریداری نمی کردم! هیچ وقت متوجه نمی شدم که مقاله ام چاپ شده است! حال اگر اهل هنر و نقاشی هستید و به هنر دوره زند، افشار و قاجار نیز علاقمند، پیشنهاد می کنم از این نمایشگاه دیدن کنید. آخرین روز نمایشگاه ۱۵ مرداد است، در محل نگارخانه صبا واقع در خیابان شهید مظفر، نبش سینما فلسطین.

+ نوشته شده در پنجشنبه 12 مرداد1385ساعت 12:28 توسط منیره موضوع: هنری |

از جهانگرد کوچولوی خودم، بگویم. رضا بعد از بازدید از نمایشگاه تخصصی چاپ در میلان ایتالیا، به ونیز و سپس به فلورانس رفت. و امروز از آنجا تماس گرفت، گفت که در موزه میکل آنژ است، مجسمه داوود هم آنجاست! این را که گفت، دیگر بقیه حرفها را نشنیدم! دلم پر کشید، در آن لحظه، از دلم گذشت که کاش من نیز آنجا بودم! در جواب به او گفتم، به جای من، آن را بنوش و بو کن، نمیدانم باید چه می گفتم که عمق احساسم را بیان کند! فقط از او خواهش کردم که از تمام زوایا و فواصل، از مجسمه عکس و فیلم بگیرد. آخر من همیشه، تعلق خاصی نسبت به میکل آنژ و داوودش داشته و دارم! طوریکه هرگاه کتابی از او می دیدم، خریده و می خواندم. وقتی هم دانشگاه قبول شدم، از اولین کتاب هایی که امانت گرفتم، کتاب میکل آنژ بود، یک کتاب دو جلدی بسیار بزرگ، بزرگتر از قطع سلطانی و بسیار قطور، مشتمل بر تمام آثار میکل آنژ، اعم از نقاشی، فرسک، مجسمه و نقش برجسته. و هر روز آن کتاب را ورق زده با اشتیاق تمام کارهایش را می دیدم و دو هفته آن را تمدید کردم! میکل آنژ، میکل آنژ، هنرمند عجوبه ای که دیگر، هیچگاه، مثل او، زاده نشد!

گفته می شود،  از روبرو، سر مجسمه داوود بزرگتر از بدنش دیده می شود، و این امر، کاملا حساب شده و به طور عمد، از سوی خالق آن صورت گرفته است، چراکه مجسمه در اندازه طبیعی و تمام قد انسانی نیست، بلکه در اندازه ای بسیار بزرگ،( ۱۴ فوت) ساخته شده است، در نتیجه هنگامی که بیننده از پایین، مجسمه را می بیند، به دلیل پرسپکتیو و خطای دید، تمام اندازه ها دقیق و مطابق با استاندارد طبیعی دیده می شود. برای همین است که دیگر، کسی نظیر میکل آنژ، نیامد! نقاشی دیواری و سقف کلیسای سیستین که دیگر قابل وصف نیست! اگر علاقمند هستید، بیشتر راجع به این هنرمند بدانید، و آثارش را ببینید، به این آدرس http://en.wikipedia.org/wiki/Michelangelo  مراجعه کنید.

+ نوشته شده در چهارشنبه 27 اردیبهشت1385ساعت 17:2 توسط منیره موضوع: هنری |

امسال برای دومين بار در نگارخانه لاله، وُرک شاپ نقاشی برگزار شد،  شش نقاش، با شش ذهنيت و ديدگاه متفاوت، طی شش روز متوالی، در کنار هم و در حضور مخاطبين، نقاشی می کنند. جمشيد حقيقت شناس، علی ذاکری، بهنام کامرانی، مهرداد محب علی، علی ندايی و احمد وکيلی. اما موضوع وُرک شاپ امسال، آزادی از ديد شش سابقه دار است. اين نمايشگاه، بسيار جذاب و ديدنی است. هنرمندان صاحب نام، مقابل ديد علاقمندان به نقاشی، شروع به کار می کنند، طراحی، نقاشی، گاه اتود می کنند، گاه تصويری را از نو می کشند، خراب می کنند و از نو می سازند و به طور کلی تجربه بسيار جالبی است، آن هم مقابل هزاران چشم که کنجکاوانه و علاقمندانه، روند خلق يک اثر هنری را دنبال می کنند، اندازه و قطع بوم ها يکی است، و رنگهای بکار رفته در آثار نيز از پالت رنگی يکسانی استفاده شده است، ليکن هر تابلو دارای ويژگی منحصر به خود است و بازگوکننده دنيای خالق آن اثر. اين نمايشگاه تا ۲۸ ارديبهشت از ساعت ۴ الی ۸ بعد از ظهر داير است.

+ نوشته شده در چهارشنبه 27 اردیبهشت1385ساعت 9:51 توسط منیره موضوع: هنری |