تبليغاتX
دختر آفتاب

دوستان خوب و عزیز، که در طول این مدت مرا همراه بودید، یک فرصت بی نظیر نصیب من و رضا شد و ما به امید خدا به زودی عازم سفر حج هستیم، فقط از همه شما عزیزان تقاضا دارم هر بدی از من دیدید به بزرگی خودتان ببخشید و مرا حلال کنید. انشاالله وقتی از سفر برگشتم، قاعدتاْ گفتنی های بسیار دارم.  برای همه کسانی که التماس دعا دارند نیایش می کنم، امیدوارم مقبول شود.

بدرود...

+ نوشته شده در سه شنبه 23 مرداد1386ساعت 8:50 توسط منیره موضوع: شخصی

شب آمد و دل تنگم هوای خانه گرفت
دوباره گریه بی طاقتم بهانه گرفت


شکیب درد خموشانه ام دوباره شکست
دوباره خرمن خاکسترم زبانه گرفت


نشاط زمزمه زاری شد و به شعر نشست
صدای خنده فغان گشت و در ترانه گرفت


امید عافیتم بود روزگار نخواست
قرار عیش و امان داشتم زمانه گرفت


دل گرفته من همچو ابر بارانی
گشایشی مگر از گریه شبانه گرفت
                                                              (سایه)

+ نوشته شده در پنجشنبه 11 مرداد1386ساعت 9:18 توسط منیره موضوع: شعر