دوستان خوب و عزیز، که در طول این مدت مرا همراه بودید، یک فرصت بی نظیر نصیب من و رضا شد و ما به امید خدا به زودی عازم سفر حج هستیم، فقط از همه شما عزیزان تقاضا دارم هر بدی از من دیدید به بزرگی خودتان ببخشید و مرا حلال کنید. انشاالله وقتی از سفر برگشتم، قاعدتاْ گفتنی های بسیار دارم. برای همه کسانی که التماس دعا دارند نیایش می کنم، امیدوارم مقبول شود.
بدرود...
شکیب درد خموشانه ام دوباره شکست
دوباره خرمن خاکسترم زبانه گرفت
نشاط زمزمه زاری شد و به شعر نشست
صدای خنده فغان گشت و در ترانه گرفت
امید عافیتم بود روزگار نخواست
قرار عیش و امان داشتم زمانه گرفت
دل گرفته من همچو ابر بارانی
گشایشی مگر از گریه شبانه گرفت
(سایه)