۱- حدود یک هفته ای است که کامپیوتر ویروسی شده، برای همین کانکت نشدم، در نتیجه آپ هم نکردم!
۲- دیروز قرار بود برویم مراسم بزرگداشت چهلمین سالگرد درگذشت فروغ! که! ... بقیه اش را اینجا بخوانید.
۳- دوستداران فرهنگ ایران قرار است در اعتراض به آبگیری سد سیوند، فردا پنج شنبه ساعت ۱۲:۳۰ بعد از ظهر مقابل سازمان میراث فرهنگی تجمع کنند، به قول دوستان: ای ایرانی به پا خیز!
۴- روز ولنتاین بر همه دوستان و عشاق مبارک باشه! امیدوارم هدیه های خوب بگیرید...
توضیح: از همه دوستان عزیز ممنون که اینقدر توجه دارند، وقتی این پست را نوشتم از روز ۲۹ بهمن اطلاع نداشتم، کاملا موافقم، ما ایرانیها می توانیم با خوب برگزار کردن جشنهای خود، فرهنگ پربارمان را به جهانیان نشان بدهیم، ضمنا اشکالی نداره که از هر بهانه کوچکی برای محبت کردن به یکدیگر استفاده کنیم.
مدتهاست که این موضوع ذهنم را مشغول کرده! شاید وقتی که فیلمهایی در این مورد دیدم و خیلی متأثر شدم. تبعیض نژادی! مسأله ای که بوده و هست و احتمالا خواهد بود! و بیشترین کسانی که آسیب دیده اند، سیاه پوست ها هستند، از قرنها پیش از آنها به عنوان برده استفاده می شد، بدترین تحقیرها و شکنجه ها را متحمل می شدند و می شوند تنها به دلیل رنگ پوست! درست است که امروز برده داری از بین رفته، اما هنوز هم سیاهان در سراسر دنیا سخت ترین و گاه پست ترین مشاغل را دارند، بسیار مهاجرت می کنند، هنوز هم به دلیل رنگ پوستشان تحقیر می شوند، و دیگر مصائبی که هر یک از ما بارها و بارها شاهد آن بوده ایم و هستیم. شاید مستندهای بسیاری از این مصیبتها، شکنجه ها، کشتار و ... ساخته شده باشد، اما این درد همچنان باقی است! آخرین مستندی که دیدم از شبکه چهار پخش شد، محصول 2006! بقدری دلم به درد آمد که بی اختیار پرسیدم، خدا که می دانست سیاهان اینقدر عذاب می کشند، اصلاً چرا آنها را سیاه آفرید؟! ولی، نه من جواب این سوال را می دانم و نه هیچ کس دیگر، تنها خدا می داند، چون او خلق کرده و خود بهتر می داند که برای چه!. نژادپرستها به ما هم توهین می کنند، آنها ما را کله سیاه خطاب می کنند! تنها به این دلیل که مثل آنها بور و زاغ نیستیم! شاید مضحک باشد، اما همه می دانند که انسانهای بسیاری به دلیل رنگ پوست، تیره و نژاد از بین رفته اند، وقتی غربی ها از زردپوستها به نام چشم بادامی یاد می کنند و آنها را با نفرت از بین می برند، عمل آنها از هر زشتی، زشت تر است. نمی دانم آن مدینه فاضله که می گویند در این دنیا خواهد بود یا خیر، در هر حال تنها آرزو می کنم، زمانی برسد که همه انسانها از هر قوم و قبیله، هر دین و مسلک و از هر رنگ و نژاد همه در کنار هم با صلح زندگی کنند و دلشان برای یکدیگر بتپد، چون
بنی آدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش ز یک گوهرند
اوضاع حسابی وخیم و نابسامان است! بازار شایعات خیلی داغ است، آنهم از نوع زبانم لال...!! کسی به کسی نیست! گرانی بیداد می کند، صداقت از بین رفته است، منفعت طلبی شخصی بیش از هر زمان دیده می شود، و ما حیران از اینکه چه آینده ای در انتظار ماست! وقتی چشم به دنیا گشودیم، جنگ بود، بزرگ شدیم جنگ بود، تحریم بود و هست، هر سال چند مرتبه هواپیماهای ما سقوط می کند، هنوز از ابتدایی ترین حقوق فردی برخوردار نیستیم، از دنیای اطلاعات با هزار نوع فیلتر مطلع می شویم و....! بالاخره چه خواهد شد؟